تو را از بين صدها گل جدا كردم
تو سينه جشن عشقت رو به پا كردم
براي نقطه ي
پايان تنهايي
تو تنها اسمي بودي كه صدا كردم
عشق من عشق من
عشق من عشق
من
بگو از پاكي چشمه منو لبريز خواستن كن
با دستات حلقه اي از گل بساز و گردن
من كن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش كن تو دستام رو كه خيلي
وقته يخ كرده
كه خيلي وقته يخ كرده
عشق من عشق من
عشق من عشق من
ديگه
دلواپس بودن واسم بسه
ديگه بيهوده پيمودن واسم بسه
زياديم كرده
پژمردن
زياديم كرده غم خوردن
توي بيداد تنهايي
درعين زندگي مردن
عشق من
عشق من
عشق من عشق من
بگو از پاكي چشمه منو لبريز خواستن كن
با دستات حلقه
اي از گل بساز و گردن من كن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش كن
تو دستام رو كه خيلي وقته يخ كرده
كه خيلي وقته يخ كرده
عشق من عشق
من
عشق من عشق من
ديگه دلواپس بودن واسم بسه
ديگه بيهوده پيمودن واسم
بسه
زياديم كرده پژمردن
زياديم كرده غم خوردن
توي بيداد تنهايي
درعين
زندگي مردن
عشق من عشق من
عشق من عشق من